سال 1391

÷سر گلم سلام
امروز که برای شما می نویسم روز دوم عید 1391
بالاخره عید شد و من و بابایی امسال رو با شادی وجود شما آغاز کردیم . بعدش رفتیم ÷یش مامان بزرگ مریمت که عمو عابس و زن عمو زهرا هم بودند عید و تبریک گفتیم . بعد رفتیم خونه مامان بزرگ ماندانا و بابا بزرگ و خاله جونت و از اونجا هم همگی رفتیم خونه خاله بشی (خاله من) و نهار خوردیم .و شب هم من و بابایی دو جای دیگه عید دیدنی رفتیم و فکر کنم شما رو خسته کردیم و وقتی خونه رسیدیم از همه شبا بیشتر تکون می خوردی از روی لباس کاملا تکونات معلوم بود . قربون اون تکونای بامزت برم مادر. عکس سفره هفت سین امسال و برات اینجا گذاشتم:) دوست دارم زیاد زیاد بوووس
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



سال 1391
